همه سياستمدارها رقاص هستند!؟

 نمي‌دانم چرا با خواندن اين قطعه ياد احمدي‌نژاد افتادم. شما هم بخوانيد و نظرتان را بگوييد.لطفا!!

بنا‌به گفته پونتوَن از يک سو همه سياستمداران امروزکمی رقاص هستند و از سوی ديگر‌، همه رقاص‌ها هم در امور سياسی دخالت می‌کنند‌؛ اما اين امر نبايد باعث شود که ما اين دو گروه را با هم عوضی بگيريم‌.

 رقاص از اين نظر از سياستمدار متمايز است که هدف وی نه کسب قدرت‌‌، بلکه کسب افتخار است‌. او سعی نمی‌کند که يک نظم اجتماعی را به جهان تحميل کند (‌اصلاً برای اين قبيل مسائل اهميتی قائل نيست‌)‌‌، بلکه به دنبال آن است که تمام صحنه را با «‌منِ‌» خود روشن سازد‌.
 برای در اختيار داشتن تمام صحنه‌، انسان مجبور است ديگران را به پايين هل بدهد و لازمه اين کار هم‌، استفاده از فن نبرد ويژه‌ای است‌. پونتوَن اين نبردِ رقاص را «‌جودوی اخلاقی‌» می‌نامد‌.

رقاص در پهنه جهان حريف می‌جويد و می‌پرسد‌: «‌چه کسی در اين جهان می‌تواند نشان دهد که اخلاق‌گرا‌تر‌(‌شجاع‌تر‌، صادق‌تر‌، درست‌کار‌تر‌، فداکار‌تر و حقيقت‌جو‌تر‌) از من است‌؟‌» و تمام شيوه‌های لازم را برای آن‌که خود را از نظر اخلاقی بر‌تر نشان دهد‌، بلد است‌. 

اگر يک رقاص امکان دخالت در بازی سياسی را پيدا کند‌، تمام مذاکرات پشت پرده را (‌که در تمام زمان‌ها عرصه اصلی سياست بوده است‌) رد خواهد کرد و آن‌ها را دروغين‌، غير‌صادقانه‌، رياکارانه و کثيف خواهد ناميد‌. او آن‌چه را که می‌خواهد بگويد علنی‌، روی صحنه‌، با رقص و آواز می‌گويد و ديگران را نيز فرا می‌خواند تا از او تبعيت کنند‌.
رقاص به تماشاگران امکان نمی‌دهد که فرصت انديشيدن‌ و بحث کردن درباره پيشنهاد‌های مخالف احتمالی را بيابند‌، بلکه جسورانه و علنی و غير‌منتظره از ايشان می‌پرسد‌: «‌آيا شما هم (‌مثل من‌) حاضر هستيد حقوق ماهِ مارس‌تان را به کودکان سومالی اهدا کنيد‌؟‌»‌

 مردم جا می‌خورند و دو راه بيش‌تر پيش رو ندارند‌: يا بايد بگويند «‌نه‌» و ننگ دشمنی با بچه‌ها را به جان بخرند و يا تحتِ فشار‌، به رغم رنج و عذابِ بسيار (‌که دوربين هم آن را به شکل مضحکی نشان خواهد داد‌، همانطور که ترديدِ برک بيچاره را در پايان ناهار با بيماران ايدز نمايش داد‌) بگويند «‌بله‌»‌.  

«‌دکتر «‌ح‌» چرا شما درباره تجاوز به حقوق بشر در کشورتان سکوت می‌کنيد‌؟‌» 

اين سوأل زمانی از دکتر «‌ح‌» پرسيده شد که وی مشغول عمل جراحی يک بيمار بود و نمی‌توانست به آن پاسخ دهد‌، اما بعد‌از اين که شکمِ بريده شده را دوخته بود‌، آن‌قدر از سکوت خود شرمنده بود که هم هر‌آن‌چه را که توقع داشتند بگويد و هم حتی کمی بيش‌تر از آن را‌، به زبان آورد‌.  آن وقت رقاصی که زبان او را باز کرده بود (‌و اين يک فن بسيار ويژه و وحشتناک جودوی اخلاقی است‌) گفت‌: «‌خُب‌، هر‌چند يه مقدار ديره‌...‌»‌. موضع‌گيری علنی در برخی شرايط‌ (‌مثلاً در شرايط ديکتاتوری‌) می‌تواند خطرناک باشد‌، اما يک رقاص به اندازه ديگران در معرض خطر نيست‌، چرا که او هميشه در پرتو نور‌افکن‌ها حرکت می‌کند و از همه طرف قابل رؤيت است و توجه جهانيان پوشش محافظ اوست‌‌. اما او هواداران ناشناسی هم دارد که درخواست‌های عالی و در عين حال فاقد دور‌انديشی‌اش را دنبال می‌کنند‌، زير بيانيه‌ها امضاء می‌گذارند‌، در جلسه‌های غير‌قانونی شرکت می‌کنند و در خيابان‌ها تظاهرات می‌کنند‌. با اين هواداران بی‌رحمانه رفتار می‌شود‌، اما رقاص هرگز به‌خاطر آن‌ها دچار عذاب وجدان نمی‌شود و خود را به‌خاطر مشکلاتی که آنان دچارش می‌شوند سرزنش نمی‌کند‌، چرا‌که می‌داند يک هدف والا‌، ارزشی به‌مراتب بالا‌تر از زندگی يک فرد گم‌نام دارد‌. ونسان به پونتوَن اعتراض می‌کند و می‌گويد‌: «‌همه می‌دونن که تو از برک بدت می‌آد و ما همگی جانب تو رو می‌گيريم‌. درسته که اون آدم احمقی يه اما از چيز‌هايی حمايت کرده‌، يا بهتره بگم خود‌بينی‌اش اونو در موضع حمايت از چيز‌هايی قرار داده که به‌نظر ما هم صحيح هستند‌. حالا من يه چيز رو می‌خوام بدونم‌: اگه بنا باشه در مورد يه اختلاف علنی نظر بدی‌، توجه عمومی رو به يه چيز وحشتناک جلب کنی‌، کسی رو که تحت تعقيبه کمک کنی‌، در اين زمانه چطور می‌تونی از عهده بر‌بيآی بدون اون که يه رقاص بشی يا يه رقاص به‌نظر بيای‌؟‌»

 پونتوَن با حالتی مرموز جواب می‌دهد‌: «‌تو اگه فکر می‌کنی که من به رقاص‌ها حمله می‌کنم‌، اشتباه می‌کنی‌. من از اون‌ها حمايت می‌کنم‌. هر‌کسی که بخواد با رقاص‌ها لج کنه يا بخواد بد‌نامشون کنه‌، حتماً به يه مانع غير قابل عبور بر می‌خوره‌: حسن شهرت اون‌ها‌. يه رقاص که دائم خودش رو به عموم عرضه می‌کنه‌، هيچ‌وقت محکوم نخواهد شد‌. البته اون مثل فاوست با شيطان عهد نبسته بلکه با فرشته عهد بسته‌. اون می‌خواد زندگيش رو به يه اثر هنری تبديل کنه و فرشته در اين کار کمکش خواهد کرد‌. يادت نره‌! رقص هنره‌! جذبه ديدن زندگی خودش به‌مثابه يک موضوع هنری اونو فرا‌گرفته و اين واقعيت درونی اونه که نه به شکل يه موعظه اخلاقی بلکه به شکل يه رقص عرضه می‌شه‌! اون می‌خواد جهان رو با زيبايی زندگی خودش متحير و متأثر کنه‌! همون‌طور که يه پيکر‌تراش عاشق پيکره‌ای يه که می‌خواد بسازه‌، اون هم شيفته زندگی خودشه‌.‌»

فيروز كريمي يا ...

فوتبال عجيب و غريب ما هر روز برگ جديدي از شگفتي‌هايش را رو مي‌كند. داستان استقلال و مربي آن هم يكي از همان برگهاست. مديرعامل استقلال ، ناصر حجازي را آورده و به بدترين شكل ممكن او را به زمين مي‌زند. او كه خود را دوست حجازي مي‌داند ، در حالي كه شرايط استقلال و دير بسته‌شدن و مصدوميت‌هاي پي در پي بازيكنان را مي‌بيند ، باز هم زيرپاي حجازي را خالي كرده و دنبال مربي جديد مي‌گردد. حجازي هم كه مثل خيلي از طرفداران اين تيم حاضر به تحمل قلعه‌نوعي در تيم (آن هم به عنوان جانشين خود ) نيست وارد بازي جديدي مي‌شود كه اگر چه بازنده‌اش نيست ولي بردي هم برايش به ارمغان نخواهد آورد. از آن طرف فيروز كريمي شوي مسخره‌اي را اجرا مي‌كند كه در ظاهر با توافق او با مديرعامل استقلال اهواز فعلا پايان يافته است. اما از او كه به قول دوستي ؛ "داداش بهروز اسقاطي" است ، هيچ چيز بعيد نيست. خدا عاقبت طرفداران اين تيم را با اين مديرعامل سست‌راي و بدعهد بخير كند.

بسيجيان هميشه در صحنه!!

خدا خير بدهد اين بسيجي‌ها را! هرجا كه هستند يك شور حسيني! وصف ناپذير ايجاد مي‌كنند. مثال همين نماز عيدفطر امسال كه گفته مي‌شود حدود 2 ميليون نفر در آن حاضر شده‌اند. با ورود رهبري ، اين عزيزان شروع به تكبير و شعار كردند. فقط خدا كند صدا و سيمايي‌ها ولوم را بالا نبرند ( به سبك فيلم فرار به سوي پيروزي!! ) و نگويند دو ميليون نمازگزار يكصدا شعار داده‌اند كه خيلي خنده‌دار مي‌شود.
تكلمه : تجسم كنيد كه اگر دو ميليون نفر اين شعارها را نجواگونه هم تكرار مي‌كردند تهران به لرزه در نمي‌آمد!؟
 

آن روز كه عده‌اي از مردم ،آن هم چند ميليون نفر از آنها به احمدي‌نژاد راي مي‌دادند شايد گمان نمي‌كردند كه به چنين بلايي مبتلا شوند و رييس جمهوري نصيبشان شود كه در داخل ؛ به جاي آوردن پول نفت سر سفره‌هايشان همان مختصر غذا را هم از سفره‌ي خيلي‌هايشان فراري مي‌دهد، آن هم در روزهايي كه قيمت نفت هر روز ركورد جديدي برجاي مي‌گذارد  و در خارج از كشور چنان چهره‌اي از خود برجاي گذاشته است كه هر كسي به خود اجازه‌ي بدترين توهين‌‌ها را مي‌دهد و براي كسي كه در جايگاه رييس جمهور ايران قرار دارد كمترين ارزشي قائل نيست.
 رييس دانشگاه كلمبيا در كانون تجمع يهوديان به احمدي‌نژاد و ملت ايران توهين مي‌كند و اين باعث شگفتي نيست. ولي در قلب ايران هر خبرنگاري كه با احمدي‌نژاد مصاحبه مي‌كند به خود اجازه مي‌دهد كه هر طور كه خواست بپرسد و چون قانع نشد بدون رعايت عرف و ادب دوباره بر سوال و نظر خود پافشاري كند . جالب اينكه تا همين چند ماه پيش پس از مصاحبه مورد لطف آقاي احمدي‌نژاد هم قرار مي‌گرفتند و خوش و بش‌هايي را تجربه مي‌كردند كه ما معمولا در كوچه و بازار با دوستانمان مي‌كنيم!. رييس جمهوري كه اوج سياستش ، برانگيختن حساسيت‌ كشورهاي ديگر است و تشديد تحريم‌هايي كه هر روز گسترش مي‌يابند تا جايي كه چين و هند و روسيه و ديگر كشورها هم به اين تحريمها تن مي‌دهند. آقايان گويا خيال مي‌كنند كه مي‌توانند دنيا را هم مثل آن پنجاه و چند نفر اقتصاددان با يك شوي تبليغاتي دور بزنند و بجاي جواب دادن ، مسئله را با يك چلوكباب سلطاني ماستمالي كنند. خدا آخر و عاقبت ما را بخير كند.

آقاي خامنه‌اي! شما هم روزي همين جا بوديد!؟

مدتهاست كه مي‌خواهم اين مطلب را بنويسم و حالا در روز شهادت امير مومنان علي (ع) به خود جرات مي‌دهم و حرفم را مي‌زنم.
آقاي خامنه‌اي! رهبر جمهوري اسلامي ايران؛
روزي كه روزنامه سلام به جرم افشاي اسناد محرمانه‌ي دولتي بسته شد و سعيد امامي هم به خاطر قتلهاي زنجيره‌اي به زندان رفت و بعد با خوردن داروي نظافت!! كشته شد ، همه به عدالت شك كرديم و آن روز هم كه شما طرح‌هاي دوگانه مجلس اصلاح‌طلب را وتو كرديد به اصلاح پذيري قدرت و قدرت‌طلبان. مگر نه كه سلام نوشت كه طرح قانون مطبوعات را سعيد امامي به مجلس داده بود و به همين دليل بسته شد و مگر نه اينكه بخاطر افشاي اسناد محرمانه و نه تهمت و افترا بسته شد؟! پس چرا جنابعال طرحي را كه مجلس ششم براي اصلاح قانون شتابزده‌ي روزهاي آخر مجلس پنجم ارائه كرده بود وتو كرديد.آن زمان دليل آورديد كه مصلحت نيست قانوني كه تازه تصويب شده و هنوز كارآيي خود را نشان نداده عوض شود. آيا شما فقط زماني كه قدرت انحصار طلبان به خطر مي‌افتد به مصلحت مي‌پردازيد؟ آيا مجلس به راستي در راس تمام امور بوده و هست؟ چرا وقتي سعيد حجاريان را ترور كردند و سعيد عسگر ؛ ضاربش را آزاد كردند و يا زماني كه كانديداهاي انتخابات مجلس هفتم را رد صلاحيت كردند (آن هم افرادي را كه پيش از آن در مجلس بودند و نايب رييس و عضو هيئت رييسه و.. )مصلحت ندانستيد دخالت كنيد ؟ شما حتي در حمايت از دولت نهم هم عدالت را در مقايسه با دولت آقاي خاتمي رعايت نمي‌كنيد. خودتان هم مي‌دانيد كه دولت خاتمي مطلوب  شما نبود و اگر هم حمايتي كرديد بخاطر بعضي محذورها و حمايت گسترده‌ي مردم و راي قاطع آنان در فضايي نابرابر به وي بود. حالا براي يك بار هم كه شده مصلحت را با شجاعت و واقعيت بياميزيد و رييس جمهور مطلوب و مورد تاييدتان را نصيحت كنيد كه بيش از اين آبروي ملت ما را  نبرد.چرا بايد دولت چند صد ساله‌ي آمريكا تمدن چند هزار ساله و خوشنام ما را به تمسخر بگيرد و آنچه شايسته‌ي خود و امثال خود است به ما نسبت دهد. البته  تمام حرفهاي آنها نادرست هم نيست. مگر نه اينكه دانشجويان ما تحت فشار هستند و زنان  را به جرم درخواستهايشان زنداني مي‌كنند. مگر معلمان زحمتكش ما مورد ظلم واقع نشدند و فرياد اعتراض كارگران در نطفه خفه نشد.
چرا بايد ما به فلسطيني‌ها چنين مبالغ كلاني را هديه كنيم و آنها صرف برادر كشي كنند؟ آيا نيكاراگوئه و بوليوي ، از ملت خودمان عزيزترند؟ بهتر نيست بجاي لجبازي با امريكا موارد تشنج‌زا را كم كنيم و راه سوء استفاده‌ي اروپا و روسيه و چين وعربها را بخاطر عدم رابطه با امريكا ببنديم. آيا امكان ندارد اگر رابطه نداريم ، تشنج هم ايجاد نكنيم و بجاي راههاي مقابله بدنبال راههايي براي بهبود روابط ( صد البته بدون باج دادن ) باشيم.شما كه زير بار فشارهاي گوناگون مردم نيستيد تا بفهميد كه مردم ما از فقر و بيكاري از يك سو و اعتياد و فحشا از سوي ديگر تحت فشارند و اگر اوضاع اينگونه ادامه بيايد ، دين و دنيايشان را با هم از دست خواهند داد.يادتان كه نرفته كه خودتان هم روزي منتقد قدرت حاكم بوديد.

فيلترينگ

فيلتر شدن سايتها اين روزها شده حكايت آتش ؛ كه تر و خشك رو با هم مي‌سوزونه. بعد از جريان فيلتر شدن ايلنا و ماجراي خنده‌دار بلاگفا و بعد گوگل ، حالا نوبت بازتاب است كه زير تيغ برود. البته ، همين مقدار تحمل هم از آقايان بعيد بود كه البته به نحو مناسبي! جبران شد. اگر به اين سايت سرزده باشيد حتما" متوجه مشي معتدل و رفتار حرفه‌اي آن شده‌ايد. انتخابات پيش رو ، حوادث ديگري را آبستن است كه ممكن است به خلق بچه‌هاي زودرس هم منجر شود. صبر زيادي نمي‌طلبد!! خدا به خير بگذراند.

 

فيفا علي‌آبادي مي‌شود!؟

 بعد از اينكه دنيا به سرعت احمدي‌نژاد شد ، و هاله‌ي نور وجود مبارك ايشان را مزين كرد ، نوبت به آقاي علي آبادي رسيد كه فيفا را علي آبادي كند و عنقريب است كه يكي مثل كفاشيان خواب مادر يا پدر بزرگوارش را ببيند كه به او بگويد به نفع علي‌آبادي انصراف بدهد .البته در اين ميان  هاله‌ي نور كم است كه البته اينروزها با توجه به ماجراي هاله اسفندياري ، كل يوم!! منتفي است.
منابع آگاه پيش بيني مي‌كنند كه در پي اين اقدام انقلابي ، تحولات زير مورد انتظار است:

كانديداتوري آيت الله خامنه‌اي رهبري ايران در انتخابات مياندوره اي خبرگان رهبري

كانديداتوري احمدي‌نژاد بطور همزمان در انتخابات رياست جمهوري و مجلس

ترفيع قاضي مرتضوي توسط آيت الله شاهرودي و انجام وظيفه‌ي ايشان در سمت دادستان تهران همزمان با ياست قوه قضائيه

و...

الهام

يكي از اعضاي شوراي شهر تهران كه عضو هيئت مديره باشگاه پرسپوليس هم هست گفته است: « اربابم امام حسين (ع) به من تكليف كرد در اين انتخابات شركت كنم. وقتي از هيئت برگشتم ، انگار به من الهام شد براي كمك به فوتبال در انتخابات حضور پيدا كنم. حالا هم به خواست اربابم كانديدا مي‌شوم.» بعد از خوابي كه آن راننده تاكسي ديد اين بار امام حسين (ع) شخصا دست بكار شد و با توجه به قهرماني كوفيان بدعهد و نامرد! در جام ملتهاي آسيا ، ايشان را براي فوتبال ايران در نظر گرفت. هرچه باشد دشمنان اسلام در كربلا با سر شهيدان فوتبال بازي كرده بودند!!

به افتخار ماركسيسم ، مرگ بر امريكا

در پي چاپ مطلبي درهفته نامه چلچراغ به نقل از محمد هاشمي با اين مضمون :
«...اين كه رييس جمهور ايران در دانشگاه تهران كه در انقلاب فرهنگي  بسياري از ماركسيست‌ها را بيرون ريختند و بعضي از آنها را هم اعدام كردند ، دست دانيل اورتگا را بگيرد و بگويد كه ما به ملت نيكاراگوئه تبريك مي‌گوئيم كه اين سبيل كلفت ماركسيست را به رياست جمهوري انتخاب كرد...»  موارد زير پيش‌بيني پيش بيني ميشود:
1-عشرت شايق ، نماينده تبريز در مجلس  با دعوت از جنيفر لوپز به منزلش از نقش ارزشمند وي در ترويج مباني تحكيم خانواده تقدير و اظهار اميدواري كرد كه جوانان ما چنين كساني را الگوي خود قرار دهند.

2-حسين شريعتمداري ، رييس موسسه كيهان با انتصاب مسعود بهنود به عنوان قائم‌مقام و جانشين خود در اين موسسه ، آمادگي خود را براي كناره‌گيري از فعاليت‌هاي مطبوعاتي اعلام كرد.

3-جواد شمقدري؛ مشاور احمدي‌نژاد از بهروز افخمي براي ساخت فيلم مستندي درباره‌ي احمدي نژاد دعوت كرد..

هذيان

شعر كه نه! هذيان‌هاي يك ديوانه‌ي عاشق!!:

1
دوستم داري؟
نه؟!
به جهنم!!

2
دوستم داري؟
نه؟!
من مربي راه آهن نيستم‌ها!!

3
دوستم داري؟
هان؟
زود باش ! كار دارم!!
نه!؟
خب من رفتم!!

4
دوستم داري؟
اصلا چرا مي‌پُرسم؟!
خب معلومه ديگه!!

5
دوستم داري؟
نه؟!
من دوستت دارم! هه هه!!

چقدر امنيت اجتماعي؟!




نگاهي به صفحه‌ي حوادث روزنامه ها كنيد و آن را با خبرهاي دو-سه سال پيش مقايسه كنيد. چيزي كه مي‌بينيد حتماْ باعث وحشتتان خواهد شد. واقعاْ چه برسر جامعه‌ي ما آمده كه اين همه قتل و سرقت مسلحانه و تجاوز به زنان و دختران ( وحتي پسران! ) در آن اتفاق مي‌افتد و سير صعودي هم دارد.
داماد جوان چرا مادرزن را كُشت؟
پسر جوان به اتهام قتل كودك 9 ساله پاي ميز محاكمه رفت.
نوعروس 17 ساله بخاطر ازدواج زودهنگام مرتكب قتل مي‌شودو..
تازه اين سه خبر در يكي از روزنامه‌ها آمده بود. بخشي از جنايت‌ها هرگز كشف نمي‌شوند يا سالها بعد كشف مي‌شوند و انعكاس مي‌يابند.

دُرفشاني- بخش اول

حجت الاسلام مرتضی آقا تهرانی، استاد اخلاق هیات وزیران : « اصلاح طلبان، این نکبت ها مثل دستمال کاغذی هستند که باهاش پشت بچه ها را تمیز می کنند و می اندازند اون ور، بیاندازید اون ور، خودتان هم اون ور نروید.» وی برای اینکه اصلاح طلبان را از نظر اخلاقی آموزش دهد گفت: « برین گم شین مادر فلان های [...]عوضی».

 آقای صفار هرندی وزیر ارشاد : « ائمه مانند گوسفندان هستند و بنی امیه همانند سگ می باشند... گوسفند برای مردم سودهای فراوانی دارد و تمام قسمت های آن مورد استفاده است، ائمه نیز این چنین هستند.» وی گفت: « نسل سگ در حال منقرض شدن است و آمریکا و اسرائیل دارند نابود می شوند.»

 آيت الله خزعلي عضو سابق شوراي نگهبان  از طرح سهميه بندي سوخت حمايت کرد و گفت: "بنزين ما از چند ماه قبل مصرف شده و ما با اتوبوس يا پياده سرکارمان حاضر مي شويم."

جواد شمقدري، مشاور هنري احمدي نژاد  گفت: "دو نفر در زندگي زناشويي ممکن است به اين نتيجه برسند که نمي توانند با هم به زندگي ايشان ادامه دهند، اما براي جدايي به زمان بيشتري نياز است و اين زمان همديگر را تحمل مي کنند. در شرايط کنوني نيز رئيس جمهور سياست هاي وزير ارشاد را تحمل مي کند."

محسنی اژه ای: « دشمن از سوم تیر 84 ناامید شده است.»

 احمدی نژاد : « حقوق اجتماعی به حقوق فردی اولویت دارد، در حقوق اجتماعی دیگر حرمت انسانها معنی ندارد.»

غلامحسين الهام: « در دوران سازندگی فقر کولاک می کرد.»
و نيز: « دولت نهم برای اداره کشور معجزه کرده است.»

 یک عضو مرکزیت حزب الله لبنان گفت: « کاری نکنید مردم حزب الله لبنان را با گروههایی به نام حزب الله در ایران اشتباه بگیرند.»


 ناطق گفت: « اگر رایحه خوشی ها و نا خوشی ها جدا باشند، در انتخابات آینده محکوم به شکست خواهند بود.»


ودر آخر آقاي احمدي‌نژاد گفته كه از طريق قصاب محل در جريان مسائل اقتصادي كشور قرار مي‌گيرد!!

حسين آقا، بحرين رو ول كن، مارو بگير!!

روزنامه‌ي كيهان ، كه از آن مي‌توان به عنوان "رييس"! عرصه‌ي رسانه‌ي ايران نام برد و "رياست مطلقه"ي آن حضرت شيخ حسين شريعتمداري ، در حالي كه پروژه‌هاي روي زمين مانده‌ي فراواني دارد و هنوز پرونده‌ي "به اسم دموكراسي" را به پايان نبرده ، به فكر تلافي افتاده و خواسته كه تلافي پُررويي اماراتي‌ها را  با ادعاي سرزميني درباره‌ي بحرين جبران كند. انگار كه تمام كارها را به سرانجام رسانده اند و دندان طمع امارت را كشيده‌اند ، غرامت جنگ را از عراق گرفته و به قول احمدي‌نژاد؛ تمام دنيا "احمدي‌نژادي" شده و سياستگذاران خارجي ما مگس مي‌پرانند كه تصميم گرفته‌اند جبهه‌ جديدي پيش‌روي كشور ايجاد كنند.

گويا برادران! كيهاني گفتن اينكه :«بحرين، جزيي از خاک ايران بوده که در جريان يک زد و بند غيرقانوني بين شاه معدوم و دولت‌هاي آمريکا و انگليس، از خاک ايران جدا شده است و اصلي‌ترين خواسته مردم بحرين، بازگشت اين استان جدا شده از ايران، به سرزمين اصلي و مادري آن؛ يعني ايران اسلامي است و بديهي است كه اين حق مسلم ايران و مردم استان جدا شده آن (بحرين) را نبايد ناديده گرفت»  به اين معناست كه با اين فرض مطرح شده ما اكنون بايد مدعي افغانستان  و تاجيكستان و آذربايجان و تركيه و مصر و هندوستان و...!! شويم و با تمام كشورهاي منطقه

جنگهاي آزاديبخش انجام دهيم. آقاي شريعتمداري گمان كرده‌اند كه بحرين مثل تحكيم وحدت مظلوم

خودمان است كه تا دهانشان را باز كردند بروند و سون‌آپ ! بخورند و در حالي كه درآسمان يك

ستاره ندارند! به لطف رياست و حراست دانشگاه ستاره‌دار شوند.آن هم چه ستاره‌اي؟ ستاره‌ي

دنباله‌دار!!.

بيچاره متكي كه مجبورشد به خاطر "آروغ بعد مستي" ، بخوانيد "وراجي بعد از نشئگي"!

كيهاني‌ها به بحرين برود و ريش و سبيل گرو بگذارد كه آنها از خودشان يك چيزي گفته اند و شما

خاطر مبارك را آزرده نكنيد و...

خلاصه آنكه حسين‌آقا ! ، ما كه هستيم!  همين بلاها را سر ما بياور. قول مي‌دهيم دستمان به جايي

نرسد! با بحريني‌ها چي‌كار داري؟! پاچه‌ي آنها را ول كن!!

 راستي تا يادم نرفته بگويم كه اين هاله ، آن هاله نيست! و ربطي هم به احمدي‌نژاد ندارد. يك‌وقت اشتباه نشود!

دست‌بوسي احمدي‌نژاد

 اين هم عكسي از اين هم عكسي از ايلناي مادر‌مرده! احمدي‌نژاد شما را ياد هويدا نمي‌اندازد؟!

جاسوس‌هايي ‌از بهشت

مطلبي در سايت ابراهيم نبوي خواندم كه يكي از مشغله‌هاي ذهني خودم بود. اين مطلب كه چرا در ايران به افراد انگ جاسوسي ، عامل بيگانه بودن و... زده مي‌شود. ولي اين مساله براي من حل شده است.
شايد موارد زير همه‌ي دلايل اين اقدامات نباشد ولي بدون شك مي‌توانم بگويم مهمترين دلايل هستند.
1- قبل از متهم شدن سعيد رضوي فقيه و عده‌ي ديگري به جاسوسي توسط صدا وسيما و.. ( درست يك روز قبل از آن ) وقتي در مورد اين افراد و ترك وطن آنها فكر مي كردم به برادرم گفتم كه گمان مي‌كنم اين فشارهايي كه به دانشجويان و فعالان سياسي وارد مي‌شود همه براي اين است كه آنها را از منتقد به برانداز تبديل كرده و به كلي از صحنه‌ي سياسي حذف كنند. پيش بيني‌ام كمتر از 24 ساعت بعد به حقيقت پيوست و اخبار 20.30 رضوي فقيه و چند نفر ديگر را به عنوان جاسوس و عامل بيگانه معرفي كرد.
2- تاكتيك جناح قدرت‌طلب به اصطلاح اصولگرا اين است كه با فشارها و دستگيري‌ها دائمي و دامنه دار بخش زيادي از انرژي جريان منتقد و اصلاح طلب را از بين برده و آنها را از انسجام در برنامه‌ها و بازسازي خود غافل كنند. اين ادامه‌ي همان جريان گذشته ( هر 9 روز يك بحران ) است و حالا كه اصلاح طلبان از حاكميت خارج شده‌اند جريان مقابل قصد ندارد به هيچ ترتيبي دوباره به آنها اجازه دهد تا بر دولت و مجلس حاكم شوند.
ادامه دارد

فاطمه‌ رجبي:  سرمقاله‌ي ننگين ديروز روزنامه جمهوري، در واقعيت امر يك "كودتاي همه‌جانبه" و يك ننگين‌نامه پر كينه و حسد و فتنه و آشوب‌گري تمام‌عيار بوده است، كه "قلم‌به ‌مزدي" را با تصويري آشكار نمايش مي‌دهد. هيهات كه "مافياي هفت‌سر قدرت و ثروت يك لحظه آرام بگيرد، و آن "خود سردار خوانده‌هاي سازندگي" با افشا شدن برنامه‌هاي رسوا، و عملكرد رسواترشان، به ويژه در فرزندان رشوه‌خوار و وابسته و ... دمي از تهاجم به احمدي‌نژاد غافل شوند، و كدام ابزار بهتر از روزنامه جمهوري ارگان هاشمي رفسنجاني، كه با پليدترين شكل گوي سبقت را از پليدترين قلم‌ها ربوده است؟

روزنامه‌ي جمهوري اسرائيل !

...
هيهات كه "مافياي هفت‌سر قدرت و ثروت يك لحظه آرام بگيرد، و آن "خود سردار خوانده‌هاي سازندگي" با افشا شدن برنامه‌هاي رسوا، و عملكرد رسواترشان، به ويژه در فرزندان رشوه‌خوار و وابسته و ... دمي از تهاجم به احمدي‌نژاد غافل شوند، و كدام ابزار بهتر از روزنامه جمهوري ارگان هاشمي رفسنجاني، كه با پليدترين شكل گوي سبقت را از پليدترين قلم‌ها ربوده است؟
...
. از قلمي كه براي رئيس مافياگران، واژه "آيت‌ الله" به كار مي‌برد، و فساد رسواي خانداني او، و تباهي انديشه‌‌ي ضدولايتي او را تطهير مي‌كند، و چون يك مأمور اجنبي بر حضرت آيت‌الله مصباح يزدي به جرم "رواج انديشه‌‌‌ي اسلام ناب" مي‌تازد، چه انتظاري بايد داشت كه عدالت را تحمل كند.
...
همچنين به ياد بياورد اربابش براي آراي غيرمشروع و غيرمقبول جمع‌شده توسط دخترانش در خبرگان رهبري، به هر وسيله‌اي آويخت و حتي "ولايت فقيه را اصل مطرود" خواند.
...
فاطمه رجبي

حجت الاسلام آقا تهراني در سخنراني خود در شهر زرند كرمان:
شهيد بهشتي مي گفت ما شيفتگان خدمتيم نه تشنگان قدرت. به گزارش بازتاب وي با مخاطب قرار دادن اصلاح طلبان گفت: « چند روز پيش يك آقايي از همين‌ها مصاحبه كرده و گفته ما فقط قدرت مي‌خواهيم و ديگر هيچ نمي خواهيم. اينها اسمشان هم مسلمان است. اين نكبت ها را مثل دستمال كاغذي كه باهاش پشت بچه را تميز مي كنند و مي‌اندازند اون‌ور ، بيندازيد اون‌ور.خودتان هم اون‌ور نرويد.»


روزنامه‌ي هم‌ميهن توقيف شد. به اتهاماتي چون توهين و نشر اكاذيب و اشاعه‌ي فساد و...

خودتان قضاوت كنيد!

تير هم گذشت18

 

سلام

در سالگرد ۱۸ تير نتوانستم بخاطر درد گردن و كمر چيزي بنويسم. امروز چندتا از عكس‌هايي كه به نوعي با اين قضايا در ارتباط است را مي‌گذارم. بعدا عكسهاي بيشتري خواهم گذاشت.با كليك روي هر عكس مي‌توانيد بزرگ شده‌ي ان را ببينيد.

 

در انتخابات شركت نمي كنيم     قتل داريوش فروهر-خودسرها يا ...!     شريك جرم نمي‌شويم!

نشست صميمانه

افزايش بي‌نظير قيمت نفت و درآمد 120ميليارد دلاري ايران در دوسال گذشته اين اميد را در ما به‌وجود آورد كه با سرمايه‌گذاري هاي برنامه‌ريزي شده و بنيادين شاهد رونق اقتصادي و پيشرفت صنايع باشيم . ولي افسوس كه اين خوش‌خيالي ما جايش را به ياس داد. چرا كه نه تنها سرمايه‌گذاري بايسته‌اي صورت نگرفت بلكه با سياست‌هاي نادرست دو سال گذشته اقتصاد ايران عقب گرد معناداري كرد تا آن حد كه جمعي از اقتصاددانان را به عكس العمل واداشت و آنها در دو نوبت طي يكسال اخير به سياست‌هاي اقتصادي دولت اعتراض كردند و خواستار توجه دولت به آراي كارشناسان شدند.
اين بار اما ، رييس‌جمهور از اقتصاددانان معترض دعوت كرد تا در ديداري صميمانه! با او به گفتگو بنشينند. ولي گمان بيشتر جريان هاي كشور بر اين است كه اين يك ترفند  تبليغاتي است و  "صميمانه "! بودن اين نشست اين ظن را به يقين تبديل مي كند كه قرار است با اجراي يك شوي هدايت شده فشارهاي فزاينده به دولت را كاهش دهند و به اصطلاح قضيه را "ماستمالي" كنند.در گذشته هم شاهد نشست‌هاي صميمانه‌اي چون اين بوده‌ايم و اميدي هم به نقدپذيري دولت نداريم.

بدون شرح!