شهید احمدی نژاد


شهید احمدی نژاد
از هاشمی رفسنجانی می پرسند: بزرگراه تهران کرج کی تموم می شه؟
می گه: انشاء الله یک سال دیگه.
می پرسند: اسمش رو چی می خواهید بگذارید؟
می گه: بزرگراه شهید احمدی نژاد.

به پاسِ راي!

به پاسِ راي!
تيم فوتبال پاس تهران كه قسمتي جدايي‌ناپذير از تاريخ فوتبال ايران است با روشي انقلابي ! به استان همدان هديه شد. پيشتر در نوشته‌اي گفتم كه ارزش تاريخ و بزرگان فوتبال ايران در مقابل چند راي همداني‌ها رنگ باخته است.از دولتي كه در تمام زمينه‌ها به عوام‌فريبي مشغول است انتظار نداريم به اين مسائل توجه كند. البته نقش نمايندگان همدان از جمله آقاي حاجي بابايي ؛ عضو هيئت رييسه مجلس و ديگر افراد سياسي را نبايد ناديده گرفت. اين پازل قطعات ديگري نيز دارد. از جمله صعود شيرين‌فراز كرمانشاه به ليگ برتر و رقابت بين استاني. زمان اين كار با توجه به بلاتكليفي اساسنامه فدراسيون فوتبال و نداشتن رييس فدراسيون هم منطقي به نظر مي‌رسد.
به گفته‌ي اوليايي مديرعامل شهداي الوند، قرار است بودجه ي اين تيم از محل درآمدهاي غار عليصدر تامين شود. واضح است كه اين غار ثروتي ملي است و توسط دولت اداره مي‌شود و ادعاي اينكه اين كار در راستاي اصل 44 و خصوصي سازي انجام شده دروغي بيشرمانه و براي گمراه كردن افكار عمومي است. استفاده از نام شهدا هم براي شكستن مقاومت‌ها و بازي با افكار عمومي است و خواهيم ديد كه بعد از مثله كردن پاس ، همان گونه كه هاشميان در برنامه نود گفت، چند سال بعد شاهد اسامي ديگري همچون شهرداي اليگودرز ، آب و فاضلاب برازجان ، غني‌سازي نطنز!‌ و ... خواهيم بود و اگر خيلي خوش‌شانس باشيم پس از چندسال شخصيتي در دولت و نيروي انتظامي ظهور مي‌كند و پاس را احياء مي كند.
به هر روي ، آنچه كه مسلم است براي باقي ماندن عطر رجايي تا دوره‌ي انتخابات ، اين چنين مانورهايي طبيعي است و البته استان هاي پرجمعيت بدون تيم در ليگ برتر اهداف بعدي خواهند بود به ويژه اگر همين حالا مقاومتي جانانه صورت نگيرد. البته خيالتان راحت باشد كه استقلال و پرسپوليس در امان هستند و با توجه به اينكه بيش از نيمي از مردم كشورمان بالاخره طرفدار يكي از اين دو تيم هستند در طرح محبوبيت سازي و راي‌اندوزي دولت و حاميان آن در مجلس و ديگر مراكز قدرت جاي نمي‌گيرند.
نكته‌ي تاسف‌بار تبليغ " پايتخت قديم به جاي پايتخت جديد" است كه از زبان كساني است كه كمترين دلبستگي را به تاريخ ايران ، به ويژه قبل از اسلام دارند و اگر مي‌توانستند كوروش و داريوش و خشايارشاه و... را از تاريخ ايران حذف مي كردند و جايش را با برادران متعهد و مخلصي ! كه بيشتر با افكار آنها همخواني داشت پُر مي‌كردند.

عرب‌هاي بيسواد!

در مطلبي از قول ابراهيم يزدي خواندم كه در جنگ 1967 موشه‌دايان با استفاده از تاكتيك جنگسال1957 كه آن را در كتابش بعد از آن شرح داده بود، اسراييل را در جنگ ا اعراب پيروز كرد. وقتي از او پرسيدند چرا از تاكتيك قبلي استفاده كردي و نمي‌ترسيدي كه موفق نشوي، جواب داد كه مي‌دانستم كه عرب‌ها كتاب نمي‌خوانند.
حالا ما ايراني‌ها با اين وضعيت مطالعه مان خطرهاي زيادي را پيش‌رو داريم و بايد با مطالعه تاريخ از اشتباهات گذشته مان درس بگيريم. اميدوارم احمدي نژاد اهل كتاب باشد!

تلويزيون و پرونده‌سازي

امروز صبح 15 خرداد فيلمي در مورد انقلاب و فرار شاه از شبكه 3 سيما پخش شد. جايي از فيلم ژنرال هايزر در مورد تماس با ابراهيم يزدي براي متقاعد كردن امام به بازنگشتن به ايران مي‌گويد.
انگار كه اين رفتار صدا وسيما تمامي ندارد و با توجه به قدرت و وابستگي حكومتي و گاه همفكري با بعضي افراد و جريانات ، هر گونه كه بخواهند افرادي را كه با آنها همراهي نمي‌كنند را به باد تهمت و افترا مي‌گيرند. آنهايي كه به دكتر عبدالحسين زرين‌كوب و امثال ايشان رحم نكردند و سعي كردند دامن ايشان را لكه‌دار كنند طبيعي‌است كه به نهضت آزادي و ابراهيم يزدي و مرحوم بازرگان و... رحم نمي‌كنند. ديروز هم دري نجف‌آبادي در مورد مرحوم بازرگان دُرفشاني كرد و ايشان را مورد الطاف بيكران خود قرار داد.
اما نكته‌اي كه نبايد فراموش آقايان شود اين است كه هرچقدر هم كه مردم ما فراموشكار باشند فجايعي را كه آقايان بوجود آوردند فراموش نمي‌كنند.صدا و سيما هم كه با بودجه سرشار دولتي و از جيب ملت اداره مي‌شود و هر چند دقيقه آگهي بازرگاني (چيپس و پفك و ماكاروني و...) به خورد ملت مي‌دهد و با اعصاب خلق الله بازي مي‌كند بهتر است با اركستر مردم همنوا شود و اين قدر فالش! نزند. آقايان كه به‌خاطر پخش هر برنامه‌اي (مثل پخش نه چندان زنده فوتبال!) بارها از همكاران امپكس و نودال و مديريت شبكه و فلان و بهمان تشكر مي‌كنند ، گويي كه در راه رضاي خدا و مفت و مجاني كار مي‌كنند و با اتوبوس به محل كارشان مي‌آيند.

ازدواج موقت

"وزير كشور مطرح كرد: برنامه‌هاي دولت براي ترويج ازدواج موقت.
وزير كشور گفت: ازدواج موقت تنها براي كامجويي مردان داراي همسر نيست كه بروند و براي بار چندم ازدواج كنند. مصطفي پورمحمدي ادامه داد: مگر امكان دارد كه اسلام نسبت به جوان 15 ساله‌اي كه خداوند شهوت را در او قرار داده بي‌تفاوت باشد. ما نبايد از ترويج ازدواج موقت جوانان در جامعه كه حكم دا مي‌باشد پروا داشته باشيم و اين مساله بايد با جسارت در كشور ما ترويج شود.
وي گفت: ما اگر نخواهيم براي پاسخگويي به نياز جنسي جوانا راه‌حل عملي ارائه بدهيم بايد منظر تخلفات و تبعات فراگير مشكل باشيم."
***
پدر: علي! تو از جيبم پول برداشتي؟
علي: بله!
پدر: اين همه پول رو واسه چي ميخواي؟!
علي: براي پاسخگويي به نيازهاي جنسي‌ام!!
پدر: يعني چي اونوقت؟!
علي: يعني اينكه براي ازدواج موقت !

***
جواد: كامي جون سلام.چطوري دادا؟! زنگ زدم بگم با بچه‌ها غروبي داريم ميريم استخر.تو هم مياي؟
كامران: نه داداش. دارم پولامو جمع مي‌كنم!
جواد: مي‌خواي گوشي‌تو عوض كني ناكس؟!
كامران: نه بابا! مي‌خوام ازدواج موقت بكنم!!

عزل آيت‌الله منتظري

اين روزها آقاي دري نجف‌آبادي حضور پررنگي در سيماي جمهوري اسلامي دارد و در برنامه‌هاي مختلف به تحليل و تفسير مسائل ايران از شروع انقلاب تاكنون مي‌پردازد.از جمله آخرين آنها جريان عزل آيت‌الله منتظري از قائم‌مقامي رهبري بود. ولي فارغ از ميزان درستي مطالب گفته شده توسط ايشان بايد گفت كه ايرانيان هنوز فاجعه‌اي كه در دوران تصدي وزارت اطلاعات توسط ايشان ، دراين وزارتخانه‌ي حساس افتاد را فراموش نكرده‌اند و امثال ايشان و آقاي رفيق‌دوست و ... با كارنامه‌اي كه در دست چپشان است اداي دين به جناح راست را فراموش كنند.

قاضي شارع يا احمدي‌نژاد

ازخبر انتقال پاس به همدان و انحلال پاس تهران متعجب نشدم. چرا كه ما در سرزمين تصميم‌هاي پشت‌پرده و يك‌شبه زندگي مي‌كنيم. جايي كه هر اتفاقي مي‌تواند بيفتد و كمتر كسي خودش را موظف به معذرت‌خواهي مي‌داند مگر براي عوام‌فريبي و يا زمينه‌سازي!!
حالا هم عده‌اي قصد دارند براي جلوگيري از نابودي پاس، دست به‌دامان احمدي‌نژاد شوند. گويا جريان هيات‌مديره پرسپوليس و انتخابات شوراي‌شهر و ... را فراموش كرده‌اند. و گويا متوجه نيستند كه ارزش تبليغي اين انتقال براي احمدي‌نژاد و دولت عامل موثري‌است كه وي را تشويق به عملياتي ژانگولروار! كند و او را محبوب مردم همدان.
هرچه باشد همداني‌ها بيشتر از پاسي‌ها هستند و انتخابات هم كه در پيش است. پس خيالتان را جمع كنم. دادخواهي پيش قاضي‌شارع نبريد كه دوبرابر ضرر مي‌كنيد!!

ابريق مرا شكستي اي دوست يا نقش آفتابه در تاريخ ايران

توي سريالي كه اسمش در خاطرم نيست ، پليس بامزه‌اي هست به نام استوار چراغي كه ديروز داشت براي دختر‌هايش از خاطرات جبهه مي‌گفت. از جوان 19 ساله اي كه با لوله آفتابه 4 بعثي را اسير كرده بود.
آدم ياد طرح امنيت اجتماعي مي‌افتد و لوله‌ي آفتابه، كه بجاي آنكه بر پشت دشمن قرار گيرد!! بر دهان فرزندان همين كشور قرار مي‌گيرد. آفتابه قرنهاست كه چالش برانگيزاست. دست كم از زمان عطار!

نامزدهاي اصلاح‌طلبان

در راستاي فرمايش اخير آقاي حداد‌عادل كه فرمودند : " اصلاح‌طلبان كانديداهايي را معرفي كنند كه رد‌صلاحيت نشوند." شب گذشته و پس از ساعتها بحث و بررسي گروههاي اصلاح‌طلب در مورد افراد زير براي شركت در انتخاباتمجلس شوراي اسلامي به "اجماع" رسيذند:
1-عبدالله نوري
2-عبدالله رمضانزاده
3-محمد رضا خاتمي
4-محسن كديور
5-عباس عبدي
6-سعيد حجاريان
7-فاطمه حقيقت جو
8-سعيد حجاريان
9-غلامحسين كرباسچي
10-هاشم آقاجري
11-بهزاد نبوي
13-ابراهيم يزدي
14-عليرضا علوي تبار
15-عطاءالله مهاجراني
16-جميله كديور
17-محسن آرمين
18-عليرضا رجايي
19-هاشم صباغيان
20-سعيد رضوي فقيه
21-اكبر عطري
22-عليرضا حكيمي‌پور
23-هادي خامنه اي
24-عبدالكريم سروش
25-احمد بورقاني
26-محسن صفايي فراهاني
27-مسعود بهنود
28-اكبر اعلمي
29-مهدي كروبي
30-الهه كولايي

اي كلك!

به گفته داريوش قنبري نماينده ايلام ، هيات رييسه مجلس در روز استيضاح وزير آموزش‌ و پرورش عده‌اي ازنمايندگان طرفدار استيضاح عضو كميسيون اجتماعي راكه 8-9 نفرمي‌شدند به ماموريتي در استان گلستان فرستاده بودند تا مانع بركناري فرشيدي شوند.همچنين تعداد راي داده شده ، از تعداد حاضرين اعلام شده يكي بيشتر بوده است!!
نكته:
آقاي حدادعادل گويا دستي هم در رياضيات دارد! شايد هم مهندس باهنر تقلب رسانده!!

دوم خرداد

اين شعر را آقاي پورنجاتي در سالگرد دوم خرداد گفته است:

يك لكه ابر
يك لكه ابر، يك پهنه آسمان!
يك دشت خوگرفته به تب، عطشناك چون دهان!
در گرگ‌ وميش خيالات انتظار،
پيچيد اين صدا:" اين ابر توده - خدايا - بارور مي‌شود؟! "
-در واپسين دم بهار!-
ناگاه بي هيچ واهمه؛
آرام و راهوار، موج نسيم تيز خراميد و رازگونه،
ندا داد:
قاصدك! " دوم خرداد! "

ببخشيد آقاي احمدرضا احمدي

چند وقت پيش چند‌تا از شعرهاي احمدرضا احمدي را سرسري نگاهي كرئم و خوشم نيامد. بعد هم پيش‌آمد كه با برادرم در مورد شعر صحبت كنيم . من در صحبتهايم شعر او را بد توصيف كردم و گفتم كه اگر آنها را پشت سر هم بگذاريم مثل يك متن معمولي مي‌شود خواند و اصلا فرقي با چند تا جمله ندارد.اما در يكي از روزنامه‌ها شعر"" او را ديدم و با دقت بيشتري خواندم و از گفته‌هاي پيشينم شرمنده شدم.
از اين شاعر خوب معذزت مي‌خواهم و از اين به بعد شعرهايش را با دقت دنبال مي‌كنم.